چندتا جک
چندتا جک
تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری
يه پسره به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
ملانصرالدین در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
ترکه ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه: اون گلی که زدی به يقهات، خارش اذيتت نميکنه؟ترکه ميگه: خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم میکنه
از يه ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي ميگه من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد دختر زن من پسري زاييد كه داداش من ونوه زنم بود پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم زن من پسري زاييد كه زن پدرم ننه پسرم و مادر بزرگ او شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهر زاده پسرم شدم.