سری  جدید  6

یه اصفهانی برای بچش اسمارتیز میخره روش مینویسه هر ۱۲ ساعت یکی!

---------------------------------

از حیف نون می پرسن برای بازکردن یک لامپ سوخته چند نفر لازمه؟ میگه سه نفر! میگن چرا سه نفر؟ میگه یک نفر باید بره بالای نردبون لامپو نگه داره، دو نفر هم پایه های نردبون رو بچرخونن؟!! 

--------------------------------

از حیف نون می پرسن تو میدونی چرا غواص ها به پشت می پرن توی آب؟ میگه به این خاطر که اگر به جلو بپرن میفتن توی قایق!

جک  سری  جدید 5

روزی خليفه احضارش كرد كه: چندي است فكر من خوب كار نمي كند، تدبير چيست؟ بهلول گفت: بهتر است خليفه طعام ملين تناول كنند يا شربت انجير بنوشند، و اگر اين هر دو مؤثر نيفتاد، مسهّلي قوي ميل نمايند تا فكرشان كماكان به كار خود ادامه دهد..!  

-------------------------------------

ساعت سه و نیم دیشب خبری روی تلکس خبرگزاری های جهان قرار گرفت که همه ی مردان جهان رو شگفت زده کرد. خبر این بود:


سريع ترين دوربين جهان اختراع شد.
اين دوربين مي تونه از خانم ها در لحظه اي که دهانشون بسته هست عکس بگيره.

---------------------------------

مامانه به پسرش میگه: میدونم که شیطون گولت زد که موهای خواهرتو کشیدی! پسرش میگه آره، ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکار خودم بود!  

جک  سری  جدید 4

حیف نون صبح که برای رفتن به سر کار از خونه میاد بیرون از یه آقایی میپرسه ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشته. شب که حیف نون میخواسته از سرکار برگرده از یه کس دیگه میپرسه آقا ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشت و نیمه. حیف نون میگه: آآآآآآآآ! شنیده بودیم توی زمستون روزا کوتاه میشه، ولی نه دیگه تا این حد، نیم ساعته شب شد!!!

----------------------------------

حیف نون میمیره وصیت نامشو باز می کنن می بینن توش نوشته: بالاخره مردم و از شر معمایی که یک عمر کلافم کرده بود راحت شدم، اینکه: چرا خواهر من دو تا برادر داره ولی من یکی! 

--------------------------------

روزی دیدند که بهلول از كج خلقي زنش شكوه مي كند. گفتند مگر عقلت نمي رسد كه چگونه از عهده اش برآيي؟ گفت: عقلم ميرسد، زورم نمي رسد! 

جک  سری  جدید 3

به یک معتادی گفتند با اعداد 45 ، 46 ، 47 و 48 جمله بساز. گفت :
چلا پنجه مي کشي؟
چلا شيشه مي شکني؟
چلا هف نمي زني ؟

چلا هشتي ناراحت؟!!!

----------------------------------

اصفهانیه یه بطری آب معدنی میخره به زنش میگه یه کم آب بهش اضافه کن خیلی غلیظه!!

--------------------------------

تنبله میفته توی جوب، میگه: هرکی منو ورداشت مال خودش!!!

جک  سری  جدید 2

به یکی گفتن با شمشیر جمله بساز.
گفت:
فدات شم شیر می خوری؟!!

(می دونم خیلییییییییییی خنک بود!!)

-------------------------------------------

میگن توی شهر خسیس ها(!) کاندیداهای مجلس برای تبلیغات دیگه زیاد ولخرجی نمی کردن که هی پوسترای بزرگ چاپ کنن بزنن به در و دیوار. خود کاندیداها هر روز از یه درخت آویزون می شدن؟!!!!!!!!!!!

-----------------------------------------

زن : بازم جلو جمع به من گفتی نادون؟
شوهر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
(البته این جوک مال زن و شوهر های ده ها سال قبله. چون الان کدوم شوهری جرات داره به زن خودش این طوری حرف بزنه؟ اگرم جنون بگیره و همچین حرفی بزنه، حسابش با کرام الکاتبینه!!)

جک  سری  جدید 1

اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم.
دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است..!

---------------------------------------

بیمار:آقای دکتر فکر می کنم سیاه سرفه گرفته باشم.
دکتر:پس لطفا اینجا سرفه نکنید. چون تازه دیوارها را رنگ کرده ایم!

--------------------------------------

روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!