یک بار تو قزوین، تو صف نانوایی بک نفرو برق می گیره، 30 نفر می میرند.
به تورکه می گن بچه کجایی . می گه بچه تهران ، می گن کجای تهران می شینی، میگه هر جا که خسته می شم.
ترکه داشته ماهی میگرفته یک پری دریایی تو وترش میاد. پری دریایی می گه منو آزاد کن سه تا از آرزوهات براورده می کنم. ترکه قبول می کنه می گه اولین آرزوی من یک پژو 206 هست . پری دریایی آرزوش رو براورده می کنه ، ترکه دومین آرزوش هم یک 206 بود . پری دریایی آرزوی دومین آرزوی ترکه هم براورده می کنه و بعد بهش می گه آخرین آرزوت رو بگو تا من براورده کنم بعدش هم منو آزاد کن . ترک بخورده فکر می کنه می گه یک 206 دیگه ريا، پری دریایی بهش می گه من آرزوت رو براورده می کنم ولی بگو این همه 206 برای چی می خوای. ترکه می گه اگه به کسی نگی می خوام برم همشو بفروشم برم یک ماکسیا بخرم
به تورکه می گن بچه کجایی . می گه بچه تهران ، می گن کجای تهران می شینی، میگه هر جا که خسته می شم.
ترکه داشته ماهی میگرفته یک پری دریایی تو وترش میاد. پری دریایی می گه منو آزاد کن سه تا از آرزوهات براورده می کنم. ترکه قبول می کنه می گه اولین آرزوی من یک پژو 206 هست . پری دریایی آرزوش رو براورده می کنه ، ترکه دومین آرزوش هم یک 206 بود . پری دریایی آرزوی دومین آرزوی ترکه هم براورده می کنه و بعد بهش می گه آخرین آرزوت رو بگو تا من براورده کنم بعدش هم منو آزاد کن . ترک بخورده فکر می کنه می گه یک 206 دیگه ريا، پری دریایی بهش می گه من آرزوت رو براورده می کنم ولی بگو این همه 206 برای چی می خوای. ترکه می گه اگه به کسی نگی می خوام برم همشو بفروشم برم یک ماکسیا بخرم
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر ۱۳۸۶ ساعت 17:48 توسط رضا.ر
|