يه روز يه نفر مي ره کف استخر,دهنش رو مي گيره,داشته خفه مي شده.بهش

ميگن,آخه چرا رفتي اين زير؟

ميگه ميخوام ببينم اين بنايي که اين کف را کاشي کرده چطور اين زير دوام آورده

---------------------------------------------------------

اگه گفتي اگر جميله با اديسون ازدواج کنه بچشون چي ميشه؟

فکر کن

نتونستي؟

خب بجشون رقص نور ميشه

------------------------------------------------------

يک روز يک پسره از خدا ميپرسه :خدا چرا اين دختراو خوشکل آفريدي؟خدا ميگه تا شما دوستشون داشته

باشين.پسره ميگه خوب پس ديگه چرا اينقدر خنگ آفريديشون؟خدا ميگه براي اينکه اونا هم شما را دوست

داشته باشن

----------------------------------------------------------

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود

 ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش

---------------------------------------------------------


اسمتو رو کوه نوشتن ريزش کرد-اسمتو رو آب نوشتن بخار شد-اسمتو رو کاغذ نوشتن پاره شد-اسمتو رو

شيشه نوشتن شکست برو بابا توهم با اين اسمت

--------------------------------------------------------


تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو

!!!  نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا يه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!

--------------------------------------------------------

!!! از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه